وجه تسمیه و سوابق تاریخی دزفول

دزپل، دژپل و در اصطلاح محلی آنرا دزفیل و دزپیل گویند و معرب آن دسفول است. دزفول در زمان ساسانیان همزمان با پلی که در کنار آن بر روی دز به منظور برقراری ارتباط بین پایتخت جدید یعنی جندی‌شاپور و شوشتر ساخته شده، بنا گردیده است.

دزفول در اصل اندامیش نام داشته و تا اوایل قرن سیزدهم نیز به همین نام بوده است. احتمالاً نام دزفول یا دژپل ازنام همان پل مشتق گردیده است. معمولاً دژ به معنی قلعه است ولی در اینجا منظور یک دژ طبیعی می‌باشد که در 48 کیلومتری دزفول در کنار رود دز قرار گرفته و یکی ازمهمترین استحکامات کوهستانی ایران به شمار می‌آید.

یکی از محله‌های قدیمی شهر دزفول روناش است، (در قرن چهارم هجری قمری شهر دزفول به قصر روناش نیز معروف بوده است)، که در سمت راست رود دز واقع بوده و هنوز خرابه‌هایی به همین نام باقی است.

در کتاب سرزمین و مردم ایران در مورد دزفول چنین آمده است:
زمانی که شهرهای شوش و جندی‌شاپور رونق خود را از دست دادند اهالی این دو شهر و مردم اطراف آنها به دزفول که در آن زمان موقعیت خوبی داشته مهاجرت کردند.

دزفول معرب دژپل یکی از قدیمترین شهرهای خوزستان است و سابقاً به آن قصر روناش می‌گفتند، پادشاهان ساسانی برای نگاهداری پل دزفول دژی در ابتدای آن ساختند و اسم دژپل ( دژ + پل ) از همان زمان بر روی این شهر نهاده شد، گویند دژپل را اردشیر بابکان بنا نهاده است. شاپور اول پلی آجری و طولانی با 42 چشمه بر روی رود دز ساخت که هنوز باقی است.

دزفول، شهری است با پیشینه چند هزار ساله که در طول اعصار گذشته، شاهد وقایع و رویدادهای تاریخی بی‌شماری بوده است.

بر طبق نظر شرق شناسان، با از رونق افتادن شوش که از قدیمی‌ترین مراکز تمدن در ایران باستان محسوب می‌‌گردد، ‌سکنه این منطقه و حوالی آن با مهاجرت به دزفول که دارای موقعیت مناسبی نیز بوده است، مقدمات پایه گذاری شهری جدید و تاریخی را در سرزمین باستانی خوزستان بنا نهاده‌اند.

دزفول، برگردان عربی واژه «دژپل» یا «دژپوهل» می‌باشد. (پل را در زبان پهلوی «پوهل» می‌گفته‌اند.)

واژه پل از پلی که توسط اسیران و مهندسان رومی در قرن چهارم میلادی، به امر شاپور اول ساسانی، به منظور برقراری ارتباط میان پایتخت جدید، یعنی «جندی شاپور» و «شوشتر» ساخته شده بود، اخذ گردیده است. واژه «دژ» نیز از دژ و قلعه‌ای که توسط پادشاهان ساسانی به منظور حفاظت از پل مذکور، در ابتدای آن احداث شده بود،‌اخذ شده است.

دزفول و تحولات دوران مختلف تاریخ

به نحو اجمال می‌توان تحولاتی را که طی دوره‌های مختلف تاریخی، در بیش از یک هزاره، به برقراری شهری آباد و دارای اعتبار فرهنگی و تاریخی در سرزمین باستانی خوزستان انجامیده است، بدین شرح برشمرد:

  1. در نوشته‌های باستانی پس از طوفان نوح، از شهری به نام «آوان» (avan) نام برده شده است، این شهر پاتخت تمدن «عیلام» و سر‌‌‌‌آمد شهرهای مشرق زمین بوده است، کاوشگران غربی در نیم قرن اخیر، پس از مطالعات و تحقیقات فراوان تصریح نموده‌اند که «آوان» همان دزفول کنونی است.

  2. اندمیشن (andmishn)، نام دیگر دزفول کنونی پس از تمدن عیلام، و در دوره ساسانیان می‌باشد. این نام به تصریح «آرتور کریستن سن» در کتاب «‌ایران در زمان ساسانیان» مأخوذ از زندان و قلعه‌ای می‌باشد که برای زندانی نمودن افراد سرشناس در عهد ساسانی مورد استفاده قرار می‌گرفته است.

  3. اندامش (andamesh)، پس از فتح شهرهای خوزستان توسط سپاه اسلام در سال هفدهم هجری قمری و پس از آن، کمتر از این شهر نام برده شده است، ولی در نیمه دوم قرن چهارم هجری، ابواسحاق ابراهیم بن محمد فارسی استخری از شهری بنام «اندامش» در محل فعلی «دزفول» نام برده است.

  4. قصر روناش (ghasr-e ronash)، ابو عبدالله یاقوت بن عبدالله حموی رومی بغدادی در کتاب معروف «معجم‌البلدان»، پیرامون «قصر روناش» چنین نوشته است: «روناش شهرستانی از خوزستان و جایی است که امروز «دزپول» گفته می‌شود».

  5. روناش (ronash)، این نام تا اوایل قرن دهم ه. ق رواج داشته است، تا اینکه سرانجام در سال 914 ه.ق، در دوره صفویه و در زمان شاه اسماعیل اول دگرگونی یافته و «رعناش» ( raanash )، گردیده است. در حال حاضر نیز،‌ برآمدگی‌های ساحل غربی «دز» را «رعنا» ( raana )، می‌گویند، که «‌ش» آخر آن حذف گردیده است.

  6. اندیمشک (andimeshk)، مرحوم حمدالله مستوفی در سال 740 ه.ق، در کتاب «نزهت‌القلوب» پیرامون «دزفول»، آن را «اندیمشک (اندلشک، اندالمشک، اندلمشک) نامیده است.

    به عبارت دیگر، نام «اندمیشن» پس از هزار سال به صورت «اندیمشک» دگرگون گشته است و پس از آنکه مدتها «دزفول» را بدان نام نامیده‌اند، ‌به بوته فراموشی سپرده شده است تا سرانجام به قریه‌ای مجاور دزفول که سابقاً «صالح آباد» نامیده می‌شده است، اطلاق گردیده است. (اندیمشک کنونی، از شهرهای استان خوزستان و مجاور دزفول است.)

  7. دزفول، این نام از قرن هفتم هجری قمری در کتابها دیده می‌شود و تا کنون نیز به این نام مشهور می‌باشد.

و در کتاب جغرافیای تاریخی خوزستان درباره نام و گذشته تاریخی شهرستان دزفول چنین‌‌ آمده است:

کی لسترنج در کتاب «بلدان الخلافة الشرقیه» که ترجمه عربی آن در دست است،‌ درباره دزفول مطالبی نوشته است که ترجمة فارسی آن چنین است:
دزفول یا دژپل یا قلعه پل، بر کنار رودخانه دز در جنوب جندی شاپور واقع است و چون پل مشهوری که به گفتة‌ تاریخ، ‌شاپور دوم فرمان ساختن آن را داده در آنجا واقع است،‌آن شهر بدین نام مشهور گشته است. این پل را استخری «پل اندامش» نامیده است. در قرن چهارم، ‌شهر دزفول به نام «شهر قنطره»، یعنی شهر پل، ‌نامیده شده است.

اسامی دیگری هم بر این شهر و پل مشهور آن نهاده‌اند. به طوری که «ابن سرابیون»‌ آن را «پل روم» نامیده و اسم دز را به رودخانة‌ جندی شاپور داده است و «ابن رسته» آن را «پل رود» و ابن خرداد «پل زاب» نامیده است. زیرا به عقیدة ابن خرداد، «زاب» نام رودخانه دز است.

«نجم‌الملک» در سفرنامه خوزستان می‌نویسد:

رود دز از طرف شمال شرقی وارد می‌شود. در نصف شهر {دزفول} می‌پیچد، ‌و از طرف مغرب و جنوب شهر جاری‌ می‌شود و به سمت شرق می‌رود، و پلی عظیم بر روی رود از قدیم زده‌اند،‌ که از آثار غریبه است، فی‌الجمله تعمیری لازم دارد. این پل 360 ذرع است و ارتفاع ‌30 ذرع و عرض 7 ذرع و عدد چشمه‌ها 20 عدد.

عباس میریان درباره موقعیت امروز جندی شاپور می‌نویسد که آن برجای شاه‌آباد فعلی (صفی‌آباد) است که در زمان ساسانیان شهری بزرگ و زیبا بوده، و شاپور دوم بیمارستان جندی شاپور را در آن بنا نهاد و انوشیروان اولین کنگرة پزشکی جهان را در آن افتتاح کرده است. خلفای اسلامی از، جندی شاپور بعنوان یکی از پادگانهای نظامی خود استفاده میکردند.

مجسمه یعقوب لیث صفاری - برای مشاهده عکس بزرگتر کلیک کنیدیعقوب لیث صفار در سال 262 هجری، علیه خلفای عباسی قیام کرد و جندی شاپور را مقر حکومت خود نمود، تا این که در سال 265 هجری درگذشت و در همان‌جا به خاک سپرده شد. در نیمة دوم قرن چهارم هجری جندی شاپور رو به ویرانی نهاد و شهر دزفول به جای آن به آبادانی رسید و توسعه یافت که به «قصر روناش» معروف گردید و دزفول در غرب جندی شاپور جای دارد و از این جهت مردم دزفول پس از چندین سال به نام «دژپل» شهر خود را «دزفول» نامیده‌اند.

دزفول از هجوم مغول محفوظ ماند ولی بعد تحت فرمان ایلخانان در آمد. در مقابل امیر تیمور مقاومتی از خود نشان نداد. نادرشاه چندبار به دزفول آمد و برای حفظ آن در مقابل لران، قلعة دزشاه را در چند کیلومتری شمال شرقی شهر بنا نهاد. در نیمة اول قرن نوزدهم میلادی، زراعت نیل در اطراف دزفول رایج شد و به سرعت توسعه یافت و تا هنگام رواج رنگهای خارجی، رونق بسیار داشت. از دیگر کالاهای عمده و تجاری آن قلم نی بود که تا قسطنطنیه و هند صادر می‌شد. بر اثر وبای سخت سال 1247 هجری قمری در شوشتر، دزفول چندی کرسی خوزستان گردید.

 

Valid XHTML 1.0 Strict